به نام نامیرای مانا
...صبغه الله و من احسن من الله صبغه و نحن له عابدون...
غرض نقشی ست کز ما باز ماند که هستی را نمی بینم بقایی بچه ها همه جمع و جور کردن دارن میرن... دیشب سال آخریا های های گریه میکردن.. من از الان برای سال بعد غصم گرفته... راستی تند تند نمیتونم سر بزنم دلم برای همه تنگ میشه مواظب خودتون باشید دوستش دارم این شعرو آنکه میگوید دوستت دارم و بدانیم اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت...
![]()
![]()
![]()
![]()
خنیاگر ِ غمگینی ست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکُلی شاد
در چشمان ِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه می گوید دوستت دارم
دل ِ اندُوه گین ِ شبی ست
که مهتاب اش را میجوید
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست
هزار ستاره گریان
در تمنای من
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود...
| Design By : Night Skin |



